- بار دیگر شهری که دوست می داشتم - نادر ابراهیمی
- چهل نامه ی کوتاه به همسرم - نادر ابراهیمی
- رونوشت، بدون اصل - نادر ابراهیمی
- عادت می کنیم - زویا پیرزاد
- فردا شکل امروز نیست - نادر ابراهیمی
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در حال تکمیل - beta
|
مشتریانی به همراه این کتاب، موارد زیر را نیز سفارش داده اند:
مرور کتاب
از هفت سنگ
شاعر که نباید قطعا شعری گفته باشد. شعر ْ آفریدن، بسیار کم از آن است که شعر را زندگی کنیم.
وی که با داشتن "ابن مشغله" و "بار دیگر شهری که دوست میداشتم" تجربه زبانهای متفاوت را در پرونده داشت با نوشتن " یک عاشقانه آرام " تحولی شگرف و بی نظیر را در ادبیات فارسی رقم زد. نادر ابراهیمی که خود را در زمینه داستان نویسی استادی مسلم می یافت برای داستان نوشتن و رعایت قواعد داستان نویسی خود را در زحمت نمی دید به همین سبب در نوشتن یک عاشقانه ی آرام به دنبال چیزی فراتر از داستان بود. این چیز می توانست شعر باشد اما با لذتی که ابراهیمی از داستان می برد نمی توانست به شعر به عنوان ایستگاه بعدی داستان بنگرد چرا که شعر نیز هنری موازی داستان است. شاید همین مساله ابراهیمی را بر آن داشت که این دو هنر را به یکدیگر پیوند دهد. کاری که شاید آرزوی بزرگ بسیاری از نویسندگان بوده باشد اما هر کسی نمی توانست در هر دو هنر تا بدان حد برسد که اثری بزرگ را از تلفیق آنها بیافریند. شاید بتوان نثر سنگین و فخیم شکسپیر را تلاشی برای دستیابی به این آرزو قملداد کرد اما به نظر نمی رسد شکسپیر هیچ گاه جز به ارائه داستان هایی عالی و آهنگین در قالب داستان و نمایشنامه اندیشیده باشد. در این میان طه حسین نویسنده بزرگ جهان عرب نیز با " دعاء الکروان " سعی کرد قدم در این راه بگذارد اما این کتاب طه حسین ( نویسنده ای که تنها تا سه سالگی چشم هایی برای دیدن دیدنی ها داشت ) نیز نتوانست از حد دورخیزی برای رسیدن به قله فراتر رود0 گویی هیچ یک از این بزرگان قصد نداشتند از افسون "داستان" فاصله بگیرند. اما ابراهیمی با انتخاب زبان شاعرانه برای رمان یک عاشقانه آرام توانست از مرز داستان محض بگذرد. اگر کسی نادر ابراهیمی را نشناسد بی شک در صفحه اول یک عاشقانه آرام گمان می کند با یک کتاب شعر روبرو است. ابراهیمی برای نوشتن داستان یک عاشقانه آرام زبانی را بر می گزیند که اگر به طور عمودی نوشته می شد بازشناختن آن از شعر دشوار می نمود: گیله مرد *** نادر ابراهیمی بر خلاف رمان نویسانی که برای توصیف فضا یا آدم ها یا احساسات از شیوهای ملموس و مفهوم و روان استفاده میکنند شاعرانگی پیشه میکند و به تنها چیزی که نمیاندیشد روان و ساده سخن گفتن است. به این چند نمونه توجه کنید: من، شناگر ِ از کودکی در آب غوطه خورده ی شمالی، اگر در دریا به آسانی غرق نمیشوم، در دامنه سبلان، به ناگهان، چنان گُل باران شدم که یکپارچه خیس از عطر زنده گلها، چتری از رؤیای رنگ بالای سرم گشوده شد. پدرت، گرچه بسیار تنومند است و عامیانه حرف می زند و با دست غذا میخورد، ناگهان چنان لطیف نگاهم می کند که گویی نرم ترین پَر ِ دنیا را صورت ِ قلبم کشیده باشد. و شب، گروه بزرگ ِ نوازندگان عطر ِ گل ها را وادار می کنیم که آهنگی تازه برایمان بنوازند و سرانجام اینکه کدام نویسنده است که در توصیف عسل بنویسد: *** مهمترین وجه تمایز زبان رمان نویسی نادر ابراهیمی که به ظهور رمانشعر منجر شد را می توان اهتمام به واژه و جدی گرفتن کلمه دانست. معمولا در داستان نویسی بیش از آنکه دغدعه کلمه وجود داشته باشد دغدغه مطلب است. دغدغه کلمه از ویژگی های شعر است. خدا، کلمه بود - برای انسان. خدا چه چیز جز کلمه می تواند باشد؟ احساس؟ عظمت؟ مطلق؟ کمال؟ مگر اینها جز کلمات خوب، چیزی هستند؟ ... کمی خلوص کافی ست تا جهان به یک واژه مخملی تبدیل شود. کار به جایی می رسد که وی در بیان کلمه عسل و مقدمه چینی درباره آن تا رسیدن به نام محبوبش یک صفحه از کتاب را قلمفرسایی می کند. نادر ابراهیمی برای تکامل بخشیدن به شیوه ی خود از هیچ واژه ای به راحتی نمی گذرد. هر واژه ای را جدی می گیرد و از هر واژه شعری می سازد در عین حال کنترل کلمات را برای سوق دادن در مسیر داستان در دست دارد. *** یکی دیگر از ویژگی های رمانشعر نادر ابراهیمی خلق ابیات منثور است. وی برای این کار به هر پاراگراف نوشته خود استقلال داده است. بنابراین هر قطعه از نوشتههای وی را می توان به طور جداگانه یک قطعه ادبی زیبا دانست که جدا از روند داستان از ویژگی ماندگاری برخوردار است. به این نمونه توجه کنید: *** شاید یکی از عوامل موثر در تبدیل شدن رمان یک عاشقانه آرام به یک رمانشعر، شخصیت پردازی های کلی گرای آن باشد. شخصیتهای یک عاشقانه آرام فقط نماد یک نفر نیستند نماد یک طیف از آدمها هستند. نادر ابراهیمی به جای اینکه برای شخصیت خود اخلاق و رفتار و ویژگی های خاص بیافریند اخلاق و رفتار و ویژگی های طیفی خاص را بر او تطبیق می دهد. بدین ترتیب شخصیت های وی بیش از آنکه حامل ویژگیهای فردی باشند، ویژگیهای جمعی ِ یک طیف خاص را به دوش میکشند. *** جلال آل احمد درباره نادر ابراهیمی میگفت: او پیش از آنکه داستان نویس باشد یک شاعر است.
کتاب های پیشنهادی
کتاب های دیگر موجود در سایت از این ناشر:
کتاب هایی که به تازگی مشاهده کرده اید
مشاهده موارد مشابه بر اساس موضوع
|
| مواردی که به تازگی مشاهده کرده اید | |||||||||||||||||||
کتاب های مشاهده شده
|
مشتریانی که کتاب هایی را که مشاهده کرده اید سفارش داده اند، موارد زیر را نیز خریده اند:
|
||||||||||||||||||
|
||