در حال تکمیل  - beta
 

در 2 فروشگاه
 از 18,000 ریال
مشاهده انتخاب های خرید

این کتاب در فروشگاه شما؟
 
   
آمده بودم با دخترم چای بخورم: هفت داستان
   
قیمت پشت جلد:  18000 ریال
کمترین قیمت:  18000 ریال
 
موجودی: عرضه شده از طرف این فروشگاه ها. (+موجود در انبار یک فروشگاه)
 
مشخصات کتاب
  • تعداد صفحه: 96
  • نشر: نشر مرکز (29 تیر، 1387)
  • شابک: 978-964-305-170-9
  • قطع کتاب: رقعی
  • وزن: 350 گرم
  • رتبه فروش در آدینه بوک: #4023 (پرفروش ترین ها)
آمده بودم با دخترم چای بخورم: هفت داستان

مشتریانی به همراه این کتاب، موارد زیر را نیز سفارش داده اند:
موارد مشابه (42)

 

مرور کتاب
گزیده

از کتاب "آمده بودم با دخترم چای بخورم"، نوشته شیوا ارسطویی، داستان "آمده بودم با دخترم چای بخورم" :
... من وقتی یک صحنه از آن فیلم را که آورده بود خانه دیدم، رفتم دستشویی و هی عق زدم. مهران گفت: "زکی! ما را باش! تو زیبایی‌شناسی نمی‌شناسی. اصلا نمی‌فهمی." من می‌فهمیدم و عق می‌زدم. تا فرداش هم که آمدم پیش تو هنوز داشتم عق می‌زدم... وقتی رسیدم پیش تو دویدم دستشویی و عق زدم. گفتی:" به این زودی حامله شدی؟" از دستشویی داد زدم:" بساط چایت را بچین پروانه جان!"... چای را ریختی و حرف زدم و عین بچه ننه‌ها هی زر زدم. پرسیدم چرا مهران آن فیلم را نشانم داد؟ که بگوید: "ما مردها همه مثل همیم؟" یک چای برای خودت ریختی و آرام گفتی:" نه، فیلم را نشانت داد که بگوید همه شما مثل همید."
دویدم دستشویی و دوباره شروع کردم به عق زدن. مهران برای خودش ودکا می‌ریخت و می‌گفت:" بدبخت! می‌خواستم چشم و گوش‌ات را باز کنم. تو فرهنگ رختخواب نمی‌دانی!"
می‌گفتی:" فرهنگ یعنی صاب‌مرده نره خرهای غریبه رو بیاوری خانه و نشان زنت بدهی؟"
به گمانم بلاخره سر از زیبایی‌شناسی در آوردم پروانه. هِن و هِن یک مشت سگ نر و ماده خوشگل را می‌گویند. تاپ و توپ قلب‌های ما زیبایی نداشت.

گزیده

از کتاب "آمده بودم با دخترم چای بخورم"، نوشته شیوا ارسطویی، داستان "آمده بودم با دخترم چای بخورم" :
... من وقتی یک صحنه از آن فیلم را که آورده بود خانه دیدم، رفتم دستشویی و هی عق زدم. مهران گفت: "زکی! ما را باش! تو زیبایی‌شناسی نمی‌شناسی. اصلا نمی‌فهمی." من می‌فهمیدم و عق می‌زدم. تا فرداش هم که آمدم پیش تو هنوز داشتم عق می‌زدم... وقتی رسیدم پیش تو دویدم دستشویی و عق زدم. گفتی:" به این زودی حامله شدی؟" از دستشویی داد زدم:" بساط چایت را بچین پروانه جان!"... چای را ریختی و حرف زدم و عین بچه ننه‌ها هی زر زدم. پرسیدم چرا مهران آن فیلم را نشانم داد؟ که بگوید: "ما مردها همه مثل همیم؟" یک چای برای خودت ریختی و آرام گفتی:" نه، فیلم را نشانت داد که بگوید همه شما مثل همید."
دویدم دستشویی و دوباره شروع کردم به عق زدن. مهران برای خودش ودکا می‌ریخت و می‌گفت:" بدبخت! می‌خواستم چشم و گوش‌ات را باز کنم. تو فرهنگ رختخواب نمی‌دانی!"
می‌گفتی:" فرهنگ یعنی صاب‌مرده نره خرهای غریبه رو بیاوری خانه و نشان زنت بدهی؟"
به گمانم بلاخره سر از زیبایی‌شناسی در آوردم پروانه. هِن و هِن یک مشت سگ نر و ماده خوشگل را می‌گویند. تاپ و توپ قلب‌های ما زیبایی نداشت.


کتاب های پیشنهادی

کتاب های دیگر موجود در سایت از این ناشر:
موارد دیگر (134)

ناشر و یا مولف این کتاب هستید؟
اين کتاب را جهت فروش به انبار آدينه بوک بسپاريد. اینجا کلیک کنید.


 
سفارش من کجاست؟
تنظیمات حساب شما
راهنما
جستجو   

مواردی که به تازگی مشاهده کرده اید
    کتاب های مشاهده شده

آمده بودم با دخترم چای بخورم: هفت داستان شیوا ارسطویی
نظام پیشنهادها در صنعت سیدمهدی میرسعیدی فراهانی
آزمون های منظم ماهانه: مسابقات علمی دوم راهنمایی محدثه پورولی (ویراستار)، عباس جعفری (تهیه و تنظیم)، علی اصغر حیدری (تهیه و تنظیم)، محمد آقازاده (تهیه و تنظیم)، حجت شاه مقصود (تهیه و تنظیم)، سیدولی سادات رسول (تهیه و تنظیم)، محمد روستایی (تهیه و تنظیم)، احمد رادفر (تهیه و تنظیم)، مژگان امیدی (تهیه و تنظ
هفت کشور سیدمحمدعلی جمالزاده، علی دهباشی (به اهتمام)
از دولت اقتدار تا دولت عقل در فلسفه ی سیاسی مدرن کمال پولادی
مشتریانی که کتاب هایی را که مشاهده کرده اید سفارش داده اند، موارد زیر را نیز خریده اند:
عشقهای خنده دار
عشقهای خنده دار
- میلان کوندرا، فروغ پوریاوری (مترجم)
نیروانا خورشید را بخراش
نیروانا خورشید را بخراش
- شروین شهامی پور (مترجم)، کورت کوبین (شاعر)
مجموعه قوانین روابط موجر و مستاجر همراه با قانون تملک آپارتمان ها
مجموعه قوانین روابط موجر و مستاجر همراه با قانون تملک آپارتمان ها
- مسعود دانایی (تدوین)
مشاهده و ویرایش مواردی که به تازگی مشاهده کرده اید
- تمامی حقوق محفوظ است.